خرید بک لینک

ساسانیان

کاخساسانی در سروستان

امپراطوری ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا۶۵۱ میلادی (۴۲۷ سال) بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را اردشیر(یا ارتخشتره؛ از ارت: مقدس، و خشتره: شهریار[۲]) بنا کرد. دودمانساسانی آخرین دودمان پیش از دوره اسلامی در ایران بودند. شاهنشاهان ساسانی که ریشهشاناز استان پارس بود[۳]، بر پهنه بزرگی ازآسیای باختری چیرگی یافته،گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبهای a y r a n sh t r y ) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیرفرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند[۴]. پایتخت ایران دراین دوره، شهر تیسفوندر نزدیکی بغداد (آنزمان نام روستایی کوچک در نزدیکی تیسفون بوده؛ که نامش به ظاهر، از یکی از نامهای بغداد یا بخشوده خدا؛ و یا باغِ داد دوره ساسانی ریشه گرفتهبوده)، در عراق امروزی بود.

نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیراز نوادگان اوست و داریوش سومهخامنشی (دارایِ دارایان) را از نیاکان او دانستهاند[۴]. نخست کارنامهاردشیر بابکان[۵] به این نسبت گواهیداده و بازهم به نوشته شاهنامه،ساسان پدر اردشیر، چوپانی بود از بازماندگان دارا که در فارس میزیست[۶]. اردشیر در دستگاهبابککه موبد آتشکده آناهیتا، همچنین شهردار و مرزبان پارس بود، پرورش یافت[۷]، ولی درباره نسبتاو با بابک اختلاف وجود دارد[۷]. او به گواهیبسیاری از تاریخی نویسان، مردی نیرومند و دلیر بود که سرانجام بر اردوان پنجماشکانیدر دشت هرمزگان پیروز شده و تسخیر سرزمینی که خود به آن ایران میگفت را آغاز کرد[۷].

ساسانیان رفتهرفته توانمندتر شده، هویت فرهنگی، نظامی ومذهبی ایرانشهررا نزدیک به چهارصد سال گسترش داده و مرزها را تا سالهای پایانی برپاییشان، بهگستره امپراتوری هخامنشی نزدیکتر کردند، هرچند که با گذشت زمان، دستگاه مذهبیدر کار کشورداری و دربار نفوذ بسیار نمود و نبردهای چندین ساله با رومیان نیز،کشور را فرسودند. پرده پایانی شاهنشاهیِ ایرانشهرِ ساسانی، در پایان دوره خسروپرویز (به پهلوی: ابرویز) با پیروزی سپاه ایران در نبرداورشلیم (در شاهنامه: گنگ دژ هودخ[۸]) فرو افتاد.پیروزی در این نبرد ۲۱ روزه به فرماندهی شهربرازسردار خسرو، و با یاری جنگ افزارهای سنگین و دژکوب و منجنیق[۹]، همراه شد بافرستادن چلیپای ترسایان (صلیب اصلی مسیح)[۱۰] از اورشلیم بهپایتخت ایران[۹]. اما این رویدادخشم رومیان مسیحی را به دلیل بیاحترامی به چلیپای مسیح برانگیخت؛ نبردهایی بهشکست و پَس نشینی سپاه ایران انجامید و سرانجام خسروپرویز، شاه نیرومند و با ارادهایکه با وجود اشتباهها و معایبش، در دوران پادشاهی خود جلوی زیادهخواهی بزرگان راگرفته بود[۱۱]، با خشم بزرگانبخاطر شکستها، به ظاهر با مکر و دسیسه از سوی برخی سپاهیان، و با همکاری پسرش شیرویه(قباد دوم)کشته شد[۱۱].

با مرگ خسرو، و در پی آن مرگ شک برانگیز قباد (که بسیاری ازبرادران خود را کشت)، در زمانی کمتر از شش ماه، چرخهای مرگبار از کینه توزی، جاهطلبی و خونخواهی آغاز شد و به فروپاشی دستگاه ساسانی انجامید. بسیاری از بزرگان وارتشیان کشته شده تا آنجا که در نبود مردان خاندان شاهی، پوراندختر خسرو پرویز و پس از او، آزرمیدخت،خواهر پوراندخت را به شاهی برگزیدند[۱۱]. با گزینشهای پیدرپیو برگزیدن بیش از ده شاهنشاه در مدت چهار سال[۱۱]، یزدگرد سوماز سوی بزرگان استخربرگزیده شد ولی چون نسبتی نزدیک با شاه نداشت[۱۲][۱۱] محبوبیتی نیافت.سرانجام لشکر خلیفه عمرابن الخطابآگاه از ناتوانی مرزبانان، رفته رفته به کشور نفوذ کرد[۱۲]. بازمانده سپاهایران در نبرد جسر (یا نبرد پل) پیروز شده، ولی دو نبرد سرنوشتسازِ قادسیهو جنگ نهاوندبا پیروزی اعراب پایان یافتند و پس از سقوط نهاونددیگر ایران نتوانست انسجام خود را دوباره بدست آورد و همه شهرهای ایران یکی پس ازدیگری بدست عرب افتاد. پایتخت ایران، شهر تیسفون (به عربی مدائن) در ۶۳۷ میلادی به دستاعراب افتاد، یزدگرد سوم با سرنوشتی نامعلوم گریخت و اثری از او نماند؛ به گمانبرخی تاریخ نگاران، آسیابانی از مرو او را بخاطر جامه زربفتاشکشت. با مرگ یزدگردبه سال ۶۵۱ میلادی، شاهنشاهی ساسانی پایان یافت، هرچند که بازماندگان خاندان شاهیدر ایران، یا گریختگان به چین، از جمله پیروز پسر یزدگرد؛ برایاستقلال دوباره ایرانشهر از خلافت عمر بسیار کوشیدند.

این باور و این دید ایرانشهری یا منش ایرانشهری یا ایرانیاز دوره ساسانی سرچشمه گرفتهاست... ساسانیان اولین سلسلهای در ایران هستند کهایده ایرانشهر را به عنوان یک ایده سیاسی و هویت فرهنگی ایرانیان برپا میکنند.مهمترین میراث ساسانیان این است که ما اکنون ۱۸۰۰ سال است با این ایده زندگی میکنیم.ما پیدایش این ایده را مدیون ساسانیان هستیم.[۱۳]

تورج دریایی، استاد رشته ایرانشناسی در دانشگاه کالیفرنیادر ارواین، و نویسنده کتاب "ایران ساسانی: ظهور و سقوط یک امپراتوری" بهزبان انگلیسی، میگوید که میراث ساسانیان برای ایران بسیار بزرگتر از شکست دربرابر اعراب است.[۱۴][۱۵] میراث مهمی کهساسانیان برای ایران به جا گذاشتند، به گفته او، شکل گیری مفهوم ایران به عنوان یکفرهنگ و ملت است.[۱۶][۱۷] یکی از عناصر مهمشکل گیری این مفهوم پیدایش خداینامه در زمان ساسانیان است. این همان کتابی است کهشاهنامه از آن سرچشمه گرفتهاست. آقای دریایی میگوید: "اهمیت دیگر ساسانیاناین است که در زمان خسرو انوشیروان در همان قرن سوم، تاریخ ملی ایران به نامخداینامه تدوین میشود. و آن تاریخ و یادی است از گذشته، آنچه که ایرانیان بودند،از کجا آمدند، چگونه جهان آغاز شد، تا زمان فروپاشی شاهنشاهی ساسانی."[۱۸][۱۹]


ساسانیان و رقیبانشان

دولت بیزانسکه در بخش شرقیِ تصرفهای خود، با دولتی توانمند مانند ساسانیان سروکار داشت و آنرا نیرومندترین دشمن خود میدانست، گرفتاریهای زیادی هم در غرب و هم درشمال تصرفهایِ خود، به خصوص در اروپا داشت. این گرفتاریها،مانع از آن میشد که بیزانسهمه نگاهِ خود را صرف مرزهای شرقیِ خود کند و به همین سبب، دستگاه ساسانی،مانند دستگاه اشکانی،توانسته بود پایتختِ خود (تیسفون)را، در کنار رودِ دجله قراردهد و از نزدیک بودنِ پایتختاش به مرزهای دشمن، بیمی نداشته باشد. دولت ساسانی همدر شرق، و هم در شمالِ مرزهای خود، گرفتاریهای زیاد داشت که گاهی به میزان خطرناکو تهدید کنندهای میرسید. بدین گونه سیاست خارجیِ دستگاه ساسانی، یکسره در رابطه با شرق و غرب خلاصه میشد. اما دستگاه ساسانی در این زمان، خود را به اندازه کافی نیرومند نشانداد و توانست ایرانشهررا از آسیبهای ویرانگر و خطرآفرین دور نگه دارد و در داخل کشور، برای مردم ایران،زندگی مرفه همراه با امنیت تامین کند.

این دستگاه، فرهنگی پربار در زمینه سیاست و کشورداری،اخلاق، رابطههای سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد، که پس از نابودی و ویرانیِسیاسیاش، اثرهای خود را در نسلهای پسین و فرهنگ دیگر همسایگان، به روشنی نشانداد. با اینکه دشمنان شناخته شده دستگاه ساسانی، دولت پیشرفته بیزانس ودولتهای نیمه پیشرفته شمال و شرقِ کشور بودند، شکست این دستگاه، نه از سوی ایندشمنان، بلکه از دو سوی پیشبینی نشده بود. نخست، فروپاشی از درون، و پس از آن، ازدولتی بود که با آنکه همه توان جنگیاش قومهای بیابانگرد بودند، ولی بنیه سیاسی و اجتماعیاش برپایه بینشدینی-فکریِ نیرومندی بود که دولتها و دشمنان دیگر ساسانی، ازش بیبهره بودند. دستگاه اسلامی که در آغاز سده هفتم میلادی در شهر مدینه برپا شده بود، از جهتروحی و معنوی چنان نیرومند شده بود که تأثیر فرهنگیاش بر کشورهای همسایه، همانندچیرگیِ دیگر قومهای بادیه نشین و صحرانورد، گذرا نبود. این تأثیر فرهنگی چنان عمیق بود که با همهگسستگی و سستیِ سیاسی و جنگیِ اعراب، پس از دو قرن چیرگی، اثرهایش هنوز ماندگاراست.

جامعه ساسانی

نوشتار اصلی: جایگاه زن در ایران باستان

جامعه ساسانی در سطح وسیعی یک جامعه طبقاتی است.[۲۰]. پس از شاهنشاهطبقه بالای اجتماع شامل اشراف و نجیب زادگانی بودند که برتری خاندان ساسان را بهعنوان خاندان شاهی به رسمیت میشناختند[۲۱] بررسی منابعنوشتاری دوران ساسانی بویژه متون حقوقی و قانونی و حتی شواهد مادی مانند هنرهایتصویری نشان میدهد که«جامعه ساسانی اجتماعی دودمانی است»[۲۲] که بر اساس نظامپدرتباری سازماندهی شدهاست. در سیستمهای پدر تبار«مسن ترین مرد خانواده معمولا بااقتدار بر این گونه خانواده فرمان میراند و مهمترین تصمیمها را میگیرد. خانوادهشوهر(در مورد ازدواج اعضای زن خانواده) معمولا خانواده مسلط است»[۲۳]. «خانواده بخشیاز واحدهای پدری بزرگتری محسوب میشد که با واژههای تخم، ناف و گوهر شناخته میشدوممکن بود ابعاد و اندازههای گونان داشته باشد»[۲۴].

نظام پدرتباری برپایه ساختار جنسیتی جامعه استوار است.«نظامجنسیت میتواند به منزله یک اصل مرکزی در ایجاد تمایزات اجتماعی عمل کند»[۲۵]. “تفاوتهای مبتنیبرجنسیت یک جنبه مهم و قابل توجه از پیچیدگی اجتماعی جوامع را شکل میدهند”[۲۶]. در ایران عصرساسانی داشتن جنسیت مذکر به خودی خود یک امتیاز محسوب میشود و مردان بر زنانبرتری دارند.[۲۷] نظام پدرتباریتمام ابعاد اجتماعی و سیاسی جامعه ساسانی را تحت تاثیر قرار میدهد و بصورت یک اصلسازماندهی کننده عمل میکند. بازتاب این نظام در مواردی مانند حق ارث، جانشینی،قیمومیت و سرپرستی خانواده.[۲۸]. نام گذاری و ثبتاسناد و حتی نوشته سنگ قبرها[۲۹]، ازدواج(اعم ازازدواج مجدد یا چند همسری) و مشارکت اجتماعی و امکان دستیابی به فرصتهای پیشرفت یاکسب قدرت سیاسی نمود مییابد. مشارکت محدود زنان در امور سیاسی (تنها در نبودکاندیدای مرد) و بازنمایی محدود زنان در مواد فرهنگی این دوران(بویژه هنرهایتصویری که آشکارا ماهیتی سیاسی دارند و مریوط به خاندان حاکم میباشند)[۳۰].

ساسانیان در تاریخ کلاسیک ایران و منابع بومی

http://bits.wikimedia.org/static-1.21wmf2/skins/common/images/magnify-clip-rtl.png

شمشیرطلای اردشیربابکان در موزهبریتانیا.

[۳۱]]]

اردشیربابکان یا اردشیر اوّل(۲۲۶ تا ۲۴۰ میلادی)

در زمان پادشاهی اردوان پنجم،اردشیر به پادشاهی گوچیهررسید. او مایل بود شاه کلّ ایران باشد بنابراین شورش کرد و اردوان پنجم (اشک بیستو نهم) در صحنه نبرد کشته شد (۲۲۴ میلادی). بدین ترتیب سلطنت ایران درکف اردشیر بابکان قرار گرفت.

اردشیر بابکان به تلافی شکستهایی که اشکانیاندر اواخر حکومتشان از رومیان میخوردند به روم که در این زمان تراژانامپراتورشان بود لشکر کشید. او رومیان را شکست داد و نصیبین، حران و ارمنستانرا تصرف کرد.

به طور کلّی کارهای ارد شیر بابکان در چهار بخش عمده زیرخلاصه میشود:

  1. تقسیم مردم به طبقات مختلف و تعیین حداقل معیشت و امکانات

    برچسب: نویسنده: کورش تاريخ: چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت: 17:20

صفحه بندی

آرشیو مطالب

خبرنامه