Please read: apersonal appeal from Wikipedia founder Jimmy Wales
پیشینه
از اوائلسلطنت ناصرالدین شاه قاجار نارضایتی مردم از ظلموابستگان حکومت رو به رشد بود. تأسیس دارالفنون و آشنایی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولاتجهانی اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را نیرو بخشید.نوشتههای روشنفکرانی مثل حاج زینالعابدین مراغهای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و سید جمال الدین اسدآبادی و دیگران زمینههای مشروطهخواهی را فراهم آورد. سخنرانیهای سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین توده مردم مذهبی را با اندیشه آزادی ومشروطه آشنا میکرد. نشریاتی مانند حبل المتین و چهرهنما و حکمتو کمی بعد ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر میشدندنیز در گسترش آزادیخواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند.
کشته شدنناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه خود را قطعریشه ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمال الدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطهخواهیرا سبب شد.
خواستهها
تصویر موسیو نوز بلژیکی با لباس عربی
اگر چه ازمدتی قبل شورشها و اعتراضاتی در شهرهای ایران علیه مظالم حکومت رخ داده بود اماشروع جنبش را معمولاً از ماجرای گران شدن قند در تهران ذکر میکنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان ودونفر سید را به جرم گران کردن قند به چوب بست. این کار که با تائید عین الدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکرانرا برانگیخت. اینان در مجالس و در مسجدها به سخنرانی ضد استبداد و هواداری ازمشروطه و تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند. خواست برکناری عین الدوله وعزل مسیو نوز بلژیکی و حاکم تهران و حتی عسگر گاریچی به میان آمد و اعتصاب در تهران فراگیر شد.عدهای از مردم و روحانیان به صورت اعتراض به حضرت عبدالعظیم رفتند. مظفرالدین شاه وعده برکناریصدراعظم و تشکیل عدالتخانه را داد. هنگامی که به وعده خود عمل نکرد علما از جمله سیدین سندین آقا سید محمد طباطبائی و آقا سیدعبدالله بهبهانی به قم رفتند و تهدیدکردند که کشور را ترک میکنند و به عتبات عالیات خواهند رفت. بازاریان و عده زیادی از مردمبه تحصن در سفارت انگلیس اقدام نموده و خواهانآزادی علما و تشکیل عدالتخانه شدند. عین الدوله با گسترش ناآرامیها در شهرهای دیگراستعفا کرد و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله صدراعظمشد.[۱]در ابتدای حرکت، مسٔلهٔ اصلی، عدالتخانه و عدالتخواهی بود و به همین دلیل نهضتمشروطه را در ابتدا نهضت عدالتخانه میگفتند. با اوجگیری نهضت، به تدریج مسألهپارلمان و محدود کردن قدرت شاه مطرح شد.[۲]
مشروطیتو روحانیت
کسرویدر تاریخ مشروطه ایران مینویسد:
اگر راستی را خواهیم این علمای نجف ودو سید و کسان دیگر از علما که پافشاری در مشروطهخواهی مینمودند، معنی درستمشروطه و نتیجه رواج قانونهای اروپایی را نمیدانستند، و از ناسازگاری بسیارآشکار که میانه مشروطه و کیش شیعهاست آگاهی درست نمیداشتند، مردان غیرتمند ازیکسو پریشانی ایران و ناتوانی دولت را دیده و چارهای برای آن جز بودن مشروطه ومجلس نمیدیدند و با پافشاری بسیار به هواداری از آن میکوشیدند، و از یکسو خود دربند کیش بوده چشمپوشی از آن نمیتوانستند. در میان این دو درمیماندند. [۳]
محمد حسین نائینی غروی در تنبیه الامه و تنزیه المله مینویسد:
آزادی و برابری که در رژیم مشروطهمورد توجهاست از هدفهای اصلی پیامبران بشمار میرفته، پیامبر ما هرگز فراموشنکرد که همه مردم آزاد و برابر هستند. رهبران مذهب شیعه میخواستندمسلمانان را از بردگی نجات داده حقوق از دست رفته شان را بازگردانند.[۴]
شیخ فضلاللهنوری به صراحت از امتناع آزادی در متون دینی سخن میگوید و معتقد است: «بنای قرآنبر آزاد نبودن قلم و لسان است.» وی از سویی منکر وجود آزادی در مهمترین متن دینیمیگردد و از سوی دیگر بر این باور است که اعتقاد به آزادی مطلق حرف اشتباهی است وحتی «این سخن در اسلام کلیتاً کفر است.» نوری در قطعه فوق از آزادی مطلق سخن میگویدو آن را نفی میکند و برابر با کفر مینشاند. گو اینکه میتوان نتیجه گرفت که ویبا آزادیهای مضاف (بیان، قلم و...) سازگاری دارد و آنان را میپذیرد. اما با دقتدر سخنان او نمیتوان چنین نتیجهای گرفت اساساً وی نه تنها با آزادیهای مضافمخالف است، بلکه حتی پیشنهاد میکند واژه آزادی از بحثهای موجود حذف شود: «اگر ازمن میشنوید، لفظ آزادی را بردارید که عاقبت این حرف ما را مفتضح خواهد کرد.» [۵]
فرمانمشروطیت
نوشتاراصلی: فرمان مشروطیت
بالاخرهمظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵امضا کرد. علما و دیگرانی که به حضرت عبدالعظیم و قم رفته بودند بازگشتند و تحصندر سفارت انگلیس پایان یافت. مردم صدور فرمان مشروطیت را جشن گرفتند.
محمدعلیشاه
پس از مرگمظفرالدین شاه، ولیعهد او محمدعلی میرزا شاه شد و از همان ابتدا به مخالفت بامشروطه و مجلس پرداخت. او در مراسم تاجگذاری خود نمایندگان مجلس را دعوت نکرد.
به علاوهاگرچه نمایندگان دورهٔ اول مجلس که با حرارتی تمام جهت اصلاح اوضاع ایران میکوشیدند،با راندن مسیو نوز رئیس کل گمرک و وزیر خزانه از خدمت در مقابل سیاست روسیهکه از او جداً حمایت میکرد، غالب آمدند؛ اما روسها شاه تازه را در دشمنی با مجلسو مشروطه روز به روز بیش تر تقویت نمودند تا آن جا که محمدعلی شاه، مشیرالدوله را از صدارت برکنار کرد و امین السلطان (اتابک اعظم) را که سالها صدراعظم دورهاستبداد بود از اروپا به ایران فراخواند و او را صدراعظم کرد. از امضای قانوناساسی سر باز زد. پس از اعتراضات مردم به ویژه در تبریز، ناچار دستخطی صادر کرد وقول همراهی با مشروطه را داد. ولی هم شاه و هم اتابک اعظم همچنان به مخالفت بامشروطه و مشروطه خواهان مشغول بودند. اتابک اعظم را جوانی به نام عباس آقا تبریزی با تیر زد و کشت.
نشریههفتگی صوراسرافیل در این دوران منتشر میشد و نقش مهمی در تشویقمردم به آزادیخواهی و مقابله با شاه و درباریان طرفدارش داشت.
با توجه بهناقص بودن قانون اساسی مشروطه که با عجله تهیه شده بود مجلس متمم قانون اساسیرا تصویب کرد که در آن مفصلا حقوق مردم و تفکیک قوا و اصول مشروطیت آمده بود.محمدعلی شاه به مجلس رفت و سوگند وفاداری یاد کرد. پس از چند روز او و دیگرمستبدان با همراهی شیخ فضلالله نوری [۸]عدهای را علیه مجلس در اطراف آن جمع کردند و به درگیری با نمایندگان و مدافعانمجلس پرداختند. با بمبی که یاران حیدرخان عمواوغلی به کالسکه حامل محمدعلیشاهانداختند به مقابله جدی با مجلس پرداخت و به باغشاه رفت و بریگاد قزاق را برای مقابله با مجلس آماده کرد.
بهتوپ بستن مجلس
بالاخره بافرستادن کلنل لیاخوف فرمانده بریگاد قزاق حمله به مجلس را آغاز کرد. لیاخوف بانیروهایش مجلس را محاصره کردند و ساختمان مجلس و مدرسه سپهسالار را در ۲۳ جمادی الاول ۱۳۲۶ (۲تیر ۱۲۸۷/ ۲۳ ژوئن ۱۹۰۸) به توپ بستند. عده زیادی از مدافعان مجلس در اینحمله کشته شدند. محمدعلی شاه لیاخوف را به حکومت نظامی منصوب کرد و به تعقیبنمایندگان و دیگر آزادیخواهان پرداخت. ملک المتکلمین و میرزا جهانگیرخان و قاضی ارداقی را در باغشاه پس از شکنجه در برابر محمدعلیشاه کشتند.
شکستدر تهران
اسرای کودتای محمد علی شاه در باغشاه
پس از حملهبه مجلس و دستگیری و اعدام آزادیخواهان، جنبش مشروطه خواهی با شکست روبرو شده بود.بسیاری از مشروطه خواهان مخفی شدند و برخی به خارج از ایران رفتند. از جملهمهمترین دلایل شکست مشروطه خواهان متفرق شدن نیروهای محافظ مجلس بود که برخی ازوکلا برای آن که بهانه به دست شاه ندهند نیروهای محافظ مجلس را متفرق کردند و حتیمهمات و اسلحهای که برای دفاع در نظر گرفته شده بود را از مجلس خارج کردند و بااین کار به طور غیر مستقیم زمینه شکست مدافعین مجلس را فراهم کردند.[۹]
شکست درتهران شروع دورهای بود که به استبداد صغیر مشهور است.
قیامدر تبریز
مشروطه طلبان تبریز، در عکس ستارخان وباقر خان نیز دیده میشوند
نقشه تبریز در قیام مشروطه
پس از حملهبه مجلس و پخش خبر آن، در شهرهای دیگر ایران شورشهائی برخاست. مردم تبریز با شنیدنخبرهای تهران به هواداری از مشروطه و مخالفت با محمدعلی شاه برخاستند. انجمن تبریز عملاً جایگزین مجلس ملی شده بود.شاه نیروهای دولتی را برای سرکوب فرستاد. علی مسیو، ستارخان، باقرخان و حیدرخان عمواوغلی درتبریز به بسیج مردم و سازماندهینیروی مسلح (مجاهدین مشروطه) برای مقابله با نیروهای دولتی کمک میکردند.در مدت یازده ماه یعنی از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق تا هشتم ربیعالثانی ۱۳۲۷ ق مردمتبریز به سرکردگی ستارخان در مقابل بیش از سی هزار نیروی مهاجم به فرماندهی عین الدوله و صمد شجاع الدوله و شجاع نظام مرندی مقاومت کرد.[۱۰].گروهی از ایرانیان قفقازنیز به مردم تبریز پیوستند و به مجاهدان قفقاز معروف شدند. علی مسیو از یاران حیدرخان عمواوغلی و یارانش هم دستهٔ مجاهدان تبریزرا تشکیل دادند.[۱۱]محمدعلیشاه از تزار روسیه نیکلای دوم درخواست کمک کرد و تبریز به محاصره نیروهای روسو نیروهای دولتی درآمد. سردار یارمحمدخان کرمانشاهی که از فعالان مشروطه بود بهیاری ستارخان و باقرخان شتافت. وی بعداً بهوسیله عبدالحسینمیرزا فرمانفرما حاکم کرمانشاه و عامل حکومت مرکزی در ۱۳ مهر ۱۲۹۱ ه.ش به قتلرسید. در آذربایجان، در پی بسته شدن راه تبریز - جلفا، و محاصره کامل شهر از طرفقوای شاه، گرسنگی و قحطی هولناکی بر مردم روی آورد و کار بر آزادیخواهان سخت شد.در اوایل ربیع الثانی سال ۱۳۲۷ هu200d. ق. (اردیبهشت ۱۲۸۸ هu200d. خ.) دولتین روس و انگیسموافقت کردند که قشون روس به بهانه شکستن خط محاصره و حمایت از اتباع بیگانه، ورساندن خواربار به آنان وارد تبریز شود. با ورود سپاهیان روس محاصره تبریز شکست ونیروهای شاه از شهر دور شدند. اما خاتمه کار تبریز به معنی پیروزی ارتجاع نبود وکوشش آزادیخواهان در نقاط دیگر ایران همچنان ادامه یافت.
قیامگیلان
در ایناوقات کمیته «ستار» در گیلانتشکیل شده بود. یپرم خان ارمنی با مشروطهخواهان هم پیمان شد و جوانان ارمنیرا برای نهضت بسیج کرد. در همین هنگام محمدولی خان تنکابنی از تبریز بازگشته بود.کمیته ستار با او مذاکره کرد و او را راضی کرد با نیروهایش برای پیروزی جنبشمشروطه به مبارزه برخیزد. در روز ۱۹ بهمن ۱۲۸۷ انقلابیون به کمک محمدولی خانتنکابنی و یپرم خان ارمنی حاکم رشت آقابالاخان را کشتند و شهر را تسخیر کردند. پس ازآن تمام گیلان به تصرف آزادی خواهان در آمد. به موجب این پیروزی آنها رونوشتی بهسفرای خارجی نوشتند که نزاعی با شاه ندارند و فقط در صدد احیای مشروطهاند. صدایانقلاب رشت به گوش شهرهای دیگر ایران و کشورهای آزاد جهان رسید و باعث دلگرمیمجاهدان تبریز شد. ستارخان و باقرخان تلگرافهای مهیجی ارسال کردند و متحصنینسفارتهای عثمانی و انگلیس به جشن پرداختند.
پس از اینشاه قشونی برای تصرف گیلان فرستاد. قشون او در قزوین اردو زدند و پس از رسیدننیروهای بیشتر به سمت شمال حرکت کردند ولی در ۳۰ کیلومتری رشت خبر رسید نیروهایدولتی رشیدالملک در حاشیه دریا از مجاهدان شکستخوردهاند و این خبر باعث دلسردی آنها شد و آنها به قزوین عقب نشینی کردند.
در سویدیگر ایران، شهر اصفهان در نیمه دیماه به تصرف مشروطه خواهان بختیاری در آمد. بعداز آن تعدادی از آزادی خواهان تهران به اصفهان رفتند و با سردار اسعد بختیاری که به تازگی از پاریسبازگشته بود مذاکره کردند و اطمینان دادند قاطبه مردم تهران طرفدار مشروطهاند.
قیامبختیاریها
پوستر فتح تهران بهدست مجاهدین گیلانو بختیاری
در حالی کهدر تبریز مجاهدین در محاصره قوای دولتی و همدستان خارجی آن بودند، در اصفهان اعتراضات به بستنشینی عدهای انجامید و قوای بختیاری که در آن هنگامتوسط حاکم اصفهان و بختیاریها صمصام السلطنه رهبری میشد برای نجات جنبش مشروطه بسیجشده و از تمامی مناطق بختیارینشین به سوی اصفهان حرکت کردند. با پیوستن قوای بختیاری کار بالا گرفت. نجف قلی خان صمصامالسلطنه ایلخانبختیاری با نیروی مسلح زیادی به اصفهان وارد شد. برادر او علیقلی خان سردار اسعد نیز که تا آن هنگام در فرانسه مشغول تحصیل بود، در پاریسبا تعدادی از مشروطهخواهان ارتباط تنگاتنگی داشت و خود نیز ازمشروطهخواهان بود، پس از سفر به لندن و مشورت با وزارت خارجه انگلستان به اصفهانآمد.[۱۲]
مجاهدینبختیاری با حرکت به سوی تهرانو با همراهی مجاهدین شمال به فرماندهی سپهدار اعظم که در نزدیکی تهران به هم پیوستند، پس ازشکست مقاومت نیروهای استبداد صغیر موفق به فتح تهران و شکست استبداد صغیر شدند.
نقش زنان در جنبش مشروطه
در فتحتهران یکی از زنان روشنفکر خاندان ایلخانی بختیاری به نام سردار بی بی مریم بختیاری با رشادت و دلیریبه مبارزه با عمال استبداد برخاست. سردار مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانهبا عدهای سوار وارد تهران شده و در خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حملهایسردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندینمود و با عدهای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاقها مشغول جنگ شد. او حتی خودشخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتشرا در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت. بعدها با دریافت مدال شجاعت از دولتآلمان به لقب سرداری مفتخر شد.
نقشعشایر
عشایرایران از مهمترین حامیان مشروطه بودند. دو ایل بختیاری به ایلخانی سردار اسعد بختیاری و قشقایی به ایلخانی صولت الدوله قشقایی معروف به سردار عشایر هموارهاز این جنبش حمایت کردند. {البته هر دو در زمان حکومت رضا شاه در زندان به قتلرسیدند}.
فتحتهران
نوشتاراصلی: فتح تهران (۱۲۸۸)
در تهرانهم دوباره کوششها بالا گرفت. بالاخره نیروهای گیلان به فرماندهی سپهدار اعظم از شمال و نیروهای بختیاری به فرماندهی علیقلی خان سردار اسعد بختیاری از جنوب به سمتتهران آمدند و در نزدیکی تهران به هم پیوستند.
در پیشرویبه سوی پایتخت، نخستین قدم را بختیاریها به فرماندهی سردار اسعد بختیاری (فاتحملی) و سپس اردوی شمال به فرماندهی سپهدار اعظم برداشتند که انقلابیون قفقاز هم درصفوف آن بودند. اردوی شمال و جنوب در بیست و چهار کیلومتری تهران به هم ملحق شدند.در این موقع نیروی روس، از انزلی وارد شده بود، به قزوین رسیده بود و اردویانقلابی را از پشت سر تهدید میکرد.
نیروهایمجاهدین گیلان و بختیاری در ۱رجب ۱۳۲۷ (۲۸ تیر ۱۲۸۸ /۱۹ ژوئیه ۱۹۰۹) وارد تهران شدند و شاه و اطرافیانش به سفارت روسپناه بردند. انقلابیون مجلس عالی تشکیل دادند و محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کردندو ولیعهد او احمد میرزا را به تخت نشاندند و علیرضاخان عضدالملک رئیس ایل قاجار به نیابت سلطنت او برگزیده شد. باردیگر مجلس شورای ملی تشکیل شد و ظاهراً دوره استبداد به پایان آمد و مشروطه خواهانپیروز شدند.
مجلسدوم
مشروطه وقانون بار دیگر در کشور ایران به پا گشت. اما پیش از آن که به ثمر برسد کسانی بهنام رجال رشته کارها را از دست آزادی خواهان در ربودند و قانون و آزادی را درگهواره خفه کردند و هنگامی که فدائیان و جانبازان واقعی آزادی به مطلب پیبردند که بسیار دیر شده بود.
مجلس دومدر ۲۵ آبان ۱۲۸۸یک سال پس از بسته شدن مجلس اول، با حضور شاه جوان گشایش یافت. در هنگام گشایشمجلس نگرانی از ماندن سپاهیان روس در کشور و این که وعده آشکار دادهاند که هر چهزودتر به این تشویش و نگرانی پایان دهند، در بیانات رسمی دولت انعکاس یافت، ولیاین نیروها همچنان باقی ماندند و هر روز فساد تازهای بر پا کردند. مجلس که بیشتراعضای آن اشراف و خوانین بودند، در سراسر دوره تشکیل خود کاری انجام نداد. انقلابمشروطیت ایران، اگر چه ضربه سنگین خود را بر پیکر استبداد وارد کرد و مجلس و قانونرا در کشور برقرار ساخت، ولی از زمینداری داخلی و دولتهای خارجی شکست خورد.
دولت مستوفی الممالک، که پس از سپهدار به روی کار آمده بود،در مرداد ۱۲۸۹ به دستیاری نیروهای بختیاری و یپرمخان، یکی از افراد حزب داشناک که ریاست پلیس را داشت،آخرین دسته فدائیان را خلع سلاح کرد و از رئیس جمهور آمریکا، خواست که فردی رابرای بازسازی خرابیهای مالی به ایران گسیل دارد. مورگان شوستر، که مرد کاردانی بود، در اردیبهشت ۱۲۹۰ باهیأت مستشاران مالی آمریکایی وارد ایران شد و با به دست آوردن اختیارات ویژه بهکار پرداخت.
سردر ساختمان مجلس شورای ملی، میدانبهارستان، تهران
کارشکنیهاهمچنان ادامه داشت. روسها محمد علی شاه برکنار شده را دوباره به ایران برگرداندندتا مجلس را از کار و کوشش بازداشته و سازمان شوستر را براندازند. شاه برکنار شدهناگهان در گمش تپه (پهلوی دژ کنونی) پای به خشکی نهاد و با دستهای از ترکمانان بهتهران یورش برد. اما چون مردم و مجلس و سران آزادی هم آواز بودند، همه این خیالاتنقش بر آب شد و در پائیز سال ۱۲۹۰ هu200d. خ نیروی محمد علی میرزا درهم شکست و او بازبه روسیه گریخت.
برچسب:
نویسنده: کورش